کدام گزینه مبین پاسخ صحیح پرسشهای زیر است؟ الف) در کدام شرایط اقتصادی، بانک مرکزی سعی در بکارگیری روشهایی دارد که با استفاده از آن بهطور مستقیم از مقدار پول در دست مردم بکاهد؟ ب) مناسبترین سیاست مالی برای تحریک تقاضای عمومی در مواقع رکود اقتصادی کدام است؟ ج) بانک مرکزی برای ایجاد انگیزهٔ تولید و اشتغال در تولیدکنندگان در حالت رکود اقتصادی بهترتیب در کوتاهمدت و بلندمدت کدام سیاستها را در پیش خواهد گرفت؟ د) اگر نرخ تورم در کشوری ۷٪ باشد و سود اسمی سهام در بازار سرمایه ۱۰٪ و سود واقعی که بانکها به سپردههای مردم میپردازند ۵٪ باشد و اگر دولت دستمزد کارکنان را ۱۵٪ افزایش داده باشد، آنگاه عبارت کدام گزینه صحیح است؟
الف) زمانی که اقتصاد کشور دچار تورم میشود، برای پیشگیری از افزایش قیمتها یا کاهش سرعت آن بانک مرکزی سیاست پولی انقباضی (کاهش حجم پول در گردش) مانند: فروش اوراق مشارکت به مردم را به کار میگیرد. در این روش بانک مرکزی میتواند با فروش اوراق مشارکت بهطور مستقیم از مقدار پول در دست مردم بکاهد. ب) در شرایط رکود اقتصادی دولت میتواند با اعمال سیاست مالی انبساطی (افزایش مخارج دولت (جاری یا عمرانی) و کاهش در نرخها یا پایههای مالیاتی) باعث تحریک (افزایش) تقاضای کل شود و رونق را به بازار بازگرداند. ج) در حالت رکود اقتصادی، سطح تولید کاهش و بیکاری افزایش مییابد و تولیدکنندگان انگیزهٔ تولید و ایجاد اشتغال را از دست میدهند. در این شرایط بانک مرکزی با اعمال سیاست پولی انبساطی (افزایش حجم پول در گردش) مانند: خرید اوراق مشارکت در دست مردم میتواند برای کوتاهمدت مشکل را حل کند. برای حل اساسی مشکل در بلندمدت باید سیاستهای جانب عرضه (مثل بهبود بهرهوری، افزایش سرمایهگذاری و بهبود فضای کسب و کار) را در پیش گرفت. د) اگر دستمزد کارکنان دولت 15٪ افزایش مییابد و در همان زمان تورم 7٪ باشد، قدرت خرید واقعی کارکنان 8٪ (8٪=7٪-15٪) افزایش یافته است. اگر سود اسمی سهام در بازار سرمایه 10٪ باشد و نرخ تورم در همان زمان برابر با 7٪ باشد، آنگاه سود واقعی سهام 3٪ (3٪=7٪-10٪) خواهد بود. اگر نرخ تورم 7٪ باشد و سود واقعی که بانک به سپهردههای مردم میپردازد 5٪ باشد، آنگاه سود اسمی 12٪ (12٪=5٪+7٪) است.