1
بَدَأَ بِالْبُکاءِ فَجأَةً وَ قَبَّلَ أَخاهُ وَ اعْتَذَرَ: «ناگهان شروع به گريه كرد و برادرش را پذيرفت و معذرت خواست.»
✓
✗
2
إِجْعَلِ الْعَفوَ شُکْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَیْهِ: «بخشش را شكرانه قدرت يافتـن بر او قرار میدهم.»
✓
✗
3
«إِذا سَأَلَکَ عِبادي عَنَّی فَإِنِّي قَریبٌ»: «هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند، پس قطعاً من نزديک هستم.»
✓
✗
4
إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إِلیْکُم نِعمَةٌ مِنَ اللهِ»: «قطعاً رفع نياز مردم از نعمتهای خداوند است.»
✓
✗