بیت «قلم را آن زبان نبود که سرّ عشق را گوید  /  ورای حد تقرير است شرح آرزومندی» با کدام بیت مفهوم یکسانی دارد؟
1 شمه‌ای از داستان عشق شورانگیز ماست  /  این حکایت‌ها که از فرهاد و شیرین کرده‌اند
2 به زبان شرح عشق نتوان گفت  /  که نمی‌گردد از بیان روشن
3 حال من خود در نمی‌آید به نطق  /  شرح حالم اشک خونین من است
4 عاشق و رند و نظر بازم و می‌گویم  /  فاش تا بدانی که به چندین هنر آراسته‌ام