A: Bob, did you finally ……………….. (*) and tell your dad about crashing his car?B: Not really; I’m still ……………….. (**) about it.A: Come on, man! Sooner or later, you must face the ……………….. (***).B: Tell me about it! Fill in the blank * according to the text.
ترجمهٔ مکالمه:A: باب، بالاخره آن کار دشوار را انجام دادی و به پدرت دربارهٔ تصادف با ماشینش گفتی؟B: نه راستش، من هنوز در موردش مردد هستم.A: بجنب پسر! دیر یا زود، باید با عواقب کارت روبرو بشی.B: باهات موافقم!1) انجام دادن کار دشواری برخلاف میل باطنی2) از کنترل خارج شدن3) به گروه خاصی ملحق شدن4) دنبال نخود سیاه گشتن