1
در (خطاب) آدمی، (ناطق) بُدی / در نوای طوطیان (حاذق) بدی = (رویاروی سخن گفتن، سخنگوی، ماهر)
✓
✗
2
از سوی خانه بیامد (خواجه)اش / بر دکان بنشست (فارغ)، (خواجهوش) = (صاحب، آسوده، کدخدا)
✓
✗
3
از (قیاسش) خنده آمد خلق را / کاو چو خود (پنداشت) صاحب (دلق) را = (مقایسهاش، تصور کرد، جامهپشمینه درویشان)
✓
✗
4
هر دو (گون) آهو گیا خوردند و آب / زین یکی (سرگین) شد و زان، مُشک (ناب) = (نوع، فضله، خالص)
✓
✗