عیّن الأبعد في المفهوم: «لا شيءَ أحسَنُ مِن العَفوِ عندَ القُدرةِ!»
1 شنو قصّه ز یوسف گاه قدرت / گذشت از درد و رنج گاه محنت
2 یار از سفر رسیده خوش گشتم از پیامش / کو ارمغان راهش کو بخشش و کرامش؟
3 مقدّم عفو کن تا بخشش یار / شود بهرت بهشتی روز دیدار
4 تواضع می‌نماید گاه دولت / به عفو خاطی ببخشد وقت صولت