1
اگر به مراد من روی ور نروی تو حاکمی / من به خالف رای تو گر نفسی زنم، زنم (جناس تام، ایهام)
✓
✗
2
چشم که بر تو میکنم چشم حسود میکنم / شکر خدا که باز شد دیدۀ بخت روشنم (جناس ناقص، استعاره)
✓
✗
3
شهری اگر به قصد من جمع شوند و متفق / با همه تیغ برکشم وز تو سپر بیفکنم (مجاز، تضاد)
✓
✗
4
دردی است در دلم که گر از پیش آب چشم / برگیرم آستین برود تا به دامنم (اغراق، حسن تعلیل)
✓
✗