1
عشق، دریایی کرانه ناپدید / کی توان کردن شنا ای هوشمند؟
✓
✗
2
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
✓
✗
3
تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی / تو نماینده فضلی تو سزاوار ثنایی
✓
✗
4
زشت باید دید و انگارید خوب / زهر باید خورد و انگارید قند
✓
✗