1
عشق از خاکستر ما ریخت رنگ آسمان / این شرار شوخ، اول در دل آدم گرفت
✓
✗
2
خط کافر لعل سیراب تو را کم کم گرفت / دیو از دست سلیمان عاقبت خاتم گرفت
✓
✗
3
شوخ چشمی میبرد از پیش کار خویش را / دامن گل را ز دست بلبلان شبنم گرفت
✓
✗
4
از وصال ماه آخر زلیخاجان گرفت / دست خود بوسید هرکس دامن پاکان گرفت
✓
✗
«گرفت» در این گزینه به معنی «اثر کرد». «گرفت» در سایر گزینهها به معنی «به دست آورد»