1
باد پیچی میخورد و چادر او را بهسمت من پرواز میدهد.
✓
✗
2
دستش جلو میآورد تا چادر را از چنگالهای تیز من رها کند.
✓
✗
3
خواجهای دو خدمتکار داشت که به یک نفر ماهی پنجاه تومان و به دیگری صد تومان دستمزد میداد.
✓
✗
4
آنها همه جای شهر را دنبال شیر کوچولو گشتند، ولی او را پیدا نکردند.
✓
✗