1
صف زد هَشمِ بهار پیرامَنِ گل / ابر آمد و پُر کرد ز دُر دامن گل
✓
✗
2
قَدَر سازِ وجود دهر میساخت / که بر عرش تو شد اقبال مقرون
✓
✗
3
و فرمود تا آن سِلتِ گران را بر پیل نهادند و به خانۀ علوی بردند
✓
✗
4
چون دوستی مؤکّد گشت، بدانند موافقت هر دو جانب از قزوهای بانام و دوردست کردن و روان پادشاهان شاد کردن.
✓
✗