متن زیر را درباره سرگذشت «دکتر قریب»، پدر پزشکی اطفال ایران، بخوانید و به دو سؤال بعدی پاسخ دهید. «محمد قریب جزء اولین گروه دانشجویان ایرانی بود که در سال ۱۳۰۶ به قصد ادامه تحصیل به فرانسه مهاجرت کردند. در پایان نخستین سال تحصیلی در فرانسه، توانست جایزه آزمایشگاه تشریح دانشکده پزشکی را از آنِ خود کند. او در ابتدای سال چهارم تحصیل خود، از معدود کسانی بود که توانست در مسابقات کمک پزشکی بیمارستان پاریس پذیرفته شود. وی همچنین اولین دانشجوی ایرانی بود که توانست در کنکور کارآموزی پزشکی بیمارستان پاریس، در میان پنجاه نفر برتر، انتخاب شود. او سرانجام پس از اخذ دانشنامهٔ دکتریِ پزشکی علیرغم جایگاه علمیای که در فرانسه داشت، به ایران بازگشت؛ چون به دور از تصمیمات احساسی و هیجانی، کاملاً معتقد بود که وظیفه دارد دانشی را که کسب کرده، در ایران و برای هموطنان خود استفاده کند.» * با توجه به بازگشت دکتر قریب به ایران، احتمالاً در آن دوران کدام «سؤال فلسفی» در ذهن او شکل گرفته بود؟
در نگاه نخست این طور به نظر میرسد که در زندگی عادی و روزانه، که ما برای خوراک، پوشاک، بهداشت، شغل و مانند آنها تلاش میکنیم، نیازی به طرح این پرسشها و پاسخ دادن به آنها وجود ندارد؛ اما اگر خوب تأمل کنیم، متوجه میشویم که پاسخ ما به این پرسشها نحوه زندگی، رفتار و گفتار ما را شکل میدهد و با زندگی آدمهای دیگر متفاوت میکند. مثلا کسی مثل دکتر قریب که نه از روی احساسات بلکه به سبب اعتقادی راسخ، رفاه و جایگاه بهتر شغلی و علمی را رها کرده و به کشور خود باز میگردد تا به امور مردم کشور خود بپردازد، احتمالا با خود این طور اندیشیده است که خوشبختی او وابسته به خوشبختی اطرافیانش است؛ لذا نباید وقتی گلیم خود را از آب گرفت، هموطنان خود را فراموش کند. این طرز فکر و شیوه رفتار، در اثر پاسخ به یک سؤال بنیادی فلسفی در حوزه اخلاق و سعادت شکل میگیرد. سایر گزینهها: هرچند برخی از این سؤالات فلسفی ممکن است از سوی پزشکانی که با بیماریهای مردم در گیرند زیاد پرسیده شود، لیکن نمیتوانسته است مقدمه بازگشت دکتر قریب به ایران باشد؛ زیرا چه امکان تحقق جهان عاری از رنج باشد و چه نباشد، و چه توانایی شناخت واقعیت در ما باشد و چه نباشد، و چه خوبی و بدی معیار ثابت داشته باشد و چه نداشته باشد، بازگشت دکتر قریب به ایران با ادامه اقامتش در فرانسه، توجیه عقلانی پیدا نمیکند.