1
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی / تا کیمیای عشق بیایی و زر شوی
✓
✗
2
او را خود التفات نبودی به صید من / من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
✓
✗
3
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام / بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
✓
✗
4
آتش است این بانگ نای و نیست باد / هر که این آتش ندارد نیست باد
✓
✗
آتش است این بانگ نای تشبیه فشردهٔ اسنادی است.