کدام بیت با داستان زیر ارتباط معنایی دارد؟ « مردمآزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجال انتقام نبود، سنگ را نگاه همی داشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد/ درویش اندر آمد و سنگ بر سرش کوفت.»
1
سر پنجۀ ناتوان بر مپیچ / که گر دست یابد برآیی به هیچ ✓✗
2
غالباً غالب نگردد با تو دست روزگار / زین توانایی که در سرپنجۀ سنگین توست ✓✗
3
سنگ میشد پیش ازین در پنجۀ ابرام، موم / از دل سخت تو بیتأثیر شد ابرامها ✓✗
4
نیستی در پنجۀ مرگ ار ز سنگ و آهنی / گردتر از رستم و روئینتر از اسفندیار ✓✗