1
عقلم از غمزهٔ آن چشم سیاه اندیشد / ز آنکه هشیار بود بر حذر از مردم مست
✓
✗
2
گفتمش دور از تو در چشم جهان بین نور نیست / گفت باور میتوان کرد این سخن پر دور نیست
✓
✗
3
هر دو ابروی تو طاقند بهخوبی لیکن / کاکلت آمده در حسن از ایشان بر سر
✓
✗
4
در صدف گوهر جدا باشد ز آغوش صدف / وصل هجران است هرجا دورباشِ ناز هست
✓
✗