در حال بارگذاری...
خطا
درک مطلب
1 محمد با اینکه تلاش کرده بود، اما نتیجه اش همانی نبود که می‌خواست مادرش می‌گفت: «عیبی ندارد شاید تقدیر تو همین بوده است.»
2 مولانا، لحظه های آخر زندگی را تسلیم مرگ شد او می‌دانست که تقدیری جز مرگ در انتظار او نیست. فرزندش شب هنگام بارها به بالین پدر ،آمد ولی جلال الدین او را نپذیرفت.
3 من فکر می‌کنم اگر بارها خسته شدم اگر بارها زمین خوردم نباید دست از تلاش بردارم. عقب نشینی همیشه می‌تواند اتفاق بیفتد اما پیش روی کردن ویژه‌ی کسانی است که هرگز به هیچ چیز جز خودشان تکیه نمی‌کنند.
4 شاید بخشی از مسیر ما همین باشد که در پیمایش آن هستیم.کسی چیزی نمی‌‌داند. گاهی باید رضا داد به آنچه روزگار برای تو به ارمغان می‌آورد.