1
به مورچه و کوچکی جثهٔ آن بنگر که چگونه عظمت خلقت او با اندیشهٔ انسان درک نمیشود. (مضاف الیه، متمم)
✓
✗
2
تو جوانهٔ زیبایی هستی. تو به این سرزمین بیحاصل، شادی و طراوت بخشیدهای. (نهاد، مفعول)
✓
✗
3
فرمانروایی فرزندان خود را پند میداد و در آن میان چوبهٔ تیری از تیردان بیرون کشید. (متمم، مفعول)
✓
✗
4
اگر کسی به من میگفت چه کنم، الان حتماً وضع بهتری داشتم. (متمم، نهاد)
✓
✗