1
کشته بینند و مقاتل نشناسند که کیست / کاین خدنگ از نظر خلق نهان میآید
✓
✗
2
نه او کشته آید به جنگ و نه من / برآساید از گفتوگوی انجمن
✓
✗
3
به هرسو میروم بوی چراغ کشته میآید / مگر وقتی مزار کشتگان عشق بود اینجا
✓
✗
4
کشتهای و خونشان در گردنت / تا چه آید برتو زین خون خوردنت
✓
✗
فعل «کشته آید» (کشته شود) به نهادی که قبلاً مفعول بوده، نسبت داده شده است، بنابرین فعل مجهول است.