لمّا رأیتُ الأسماک تتساقط علی الأرض مطراً فکّرت أنّنی فی حال رؤیة فِلمٍ خیالیّ.
1 هنوز ماهی‌هایی را که روی زمین می‌افتادند ندیده بودم که فکر کردم انگار دارم فیلمی تخیّلی می‌بینم.
2 هنگام دیدن ماهی‌های افتاده روی زمین با خود اندیشیدم که در حالت دیدن یک فیلم رؤیایی‌ام.
3 زمانی که ماهی‌ها را دیدم به صورت باران بر زمین می‌افتند فکر کردم در حال دیدن فیلمی تخیّلی هستم.
4 در این هنگام ماهی‌ها را به سان بارانی دیدم که بر زمین فرود می‌آمدند لذا اندیشیدم که دارم فیلمی تخیّلی می‌بینم.