با توجه به ويژگیهای جهان دوقطبی نزد افلوطين، كدام نمودار به بهترين شكل رابطهی «احد»، «روح انسان» و «جهان طبیعت» را در فلسفهی او بیان میکند؟
بايد به دو نكته توجه نمود: مینامد « احد » 1- افلوطين معتقد بود كه جهان هستی در ميان دو قطب قرار گرفته است. در يك قطب نور خدايی قرار دارد كه او غالباً آنرا (گاهی نيز از لفظ خدا استفاده میكند)، قطب ديگر نيز در تاريكی و ظلمت است كه نور احد به آن نمیتابد. افلوطين معتقد است كه در آن تاريكی چيزی وجود ندارد و فقط فقدان است و بس. نور احد دل تاريكی را میشكافد و نورافشانی میكند و هرچه بيشتر میتابد از شدت و قوت آن كاسته میشود. صورتهای جهان طبيعت، انعكاس خفيفی از نور «احد» است. در مقام تشبيه میتوان آتش بزرگی را در تاريكی تجسم كرد كه شعلههايش به اطراف زبانه میكشد. اين آتش تا فاصلهای دوردست را روشنايی میبخشد. هرچه شعاع او از منبع آتش دورتر میرود، درخشندگی آن كاسته میشود تا سرانجام در فراخنای ظلمت از ديدگان پنهان میشود و ديگر چيزی ديده نخواهد شد. 2- همچنين میدانيم كه از نظر افلوطين، «روح» انسان، بيشترين نزديكی را به «احد» (يا همان خدا) دارد. پس با توجه به اين دو نكته، در ميان نمودارها گزينهی 2 به اين دليل كه بيانگر مبدأ بودن احد در عالم و همچنين درجهبندی بهرهمندی از نور احد در عالم است (طيف كاهشيابندهی رنگ) مناسبترين نمودار است.