1
مست گوید همه بیهوده سخن / سخن مست تو بر مست مگیر
✓
✗
2
باده با محتسب شهر ننوشی «حافظ» / که خورد باده ات و سنگ به جام اندازد
✓
✗
3
شه اگر باده کشان را همه بردار زند / گذر عارف و علمی همه بر دار بود
✓
✗
4
مست ار ادبی نمود هشیارش دان / هشیار که بیادب بود مستش گیر
✓
✗