1
الف) چگونه شمشیری زهرآگین / پیشانی بلند تو را از هم میگشاید / چگونه میتوان به شمشیری، دریایی را شکافت!ب) گر رسد بر آب دریا آتش شمشیر او / همچو باد از خاک دریاها برآرد او دمار
✓
✗
2
الف) و از آن دهان که هرای شیر میخروشید / کلمات کودکانه تراویدب) هر طرف شیر نری نعره زنان / نعرهاش زهرهدر پیلتنان
✓
✗
3
الف) مگر از کدام باده مهر، مست بودی / که با تازیانه هشتاد زخم، بر خود حد زدی؟ب) گر چه ز شراب عشق مستم / عاشقتر از این کنم که هستم
✓
✗
4
الف) کدام وامدار ترید؟ / دین به تو، یا تو بدان؟ / هیچ دینی نیست که وامدار تو نیستب) ای هنرمند شاه دین گستر / وی حقیقتنیوش دینپرور
✓
✗
مفهوم بیت، نابودی دریا با ضربه شمشیر است.