1
وقتی دل صودایی، میرفت به بستانها / بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها
✓
✗
2
گه نعرهزدی بلبل، گه جامع دریدی گل / با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها
✓
✗
3
تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم / بعد از تو روا باشد نقض همه پیمانها
✓
✗
4
تا خوار غم عشقت آویخته در دامن / کوتهنظری باشد رفتن به گلستانها
✓
✗
صودایی، سودایی / جامع، جامه / خوار، خار