معمولاً دانشمندانِ داروساز برای بررسی اوليۀ تأثير يک دارو، سعی میکنند از دو گروه از موشهای آزمايشگاهی استفاده كنند كه ويژگیهای مشابهی داشته باشند (مثلاً سن، جنسيت ووزنشان همسان باشد). آنها دارو را روی يک گروه از اين موشها امتحان میكنند تا تأثير دارو در مقايسه با آن گروه مشابه ديگر كه دارو مصرف نكردهاند، معلوم شود. استفاده از موشهای مشابه بر اساس كدام قاعدهٔ عقلی، ضريب اطمينان آزمايش را بالا میبرد؟
از مبانی علوم تجربی يكی اين است كه هر پديده نيازمند علت است و ديگری اينكه هر پديده علتی ويژه دارد و از هر چيزی، هر چيزی پديد نمیآيد. اين دو مبنا باعث میشود همواره در شرايط يكسان توقع پديدههای يكسان داشته باشيم. حال وقتی در آزمايش بين دو گروه نمونه، همۀ شرايط مشابه است و فقط يک عامل متفاوت وجود دارد، میتوان نتيجه گرفت اختلافات نتيجه فقط به همان يک عامل متفاوت بستگی دارد (يعنی تأثير واقعی آن عامل را تشخيص دادهايم). زيرا مشابه بودن ساير عوامل، موجب میشود تأثيرات آن عوامل هم مشابه باشد (مبنای دوم). از طرفی اختلاف نتيجۀ آزمايش نمیتواند بیعلت باشد (مبنای اول). پس اختلاف نتيجۀ آزمايش حتماً معلول همان تنها عامل متفاوت است. از اينرو میتوانيم با اطمينان تأثير آن عامل را تشخيص دهيم. در اين مثال هم دانشمندان بهدنبال تأثير دارو هستند. لذا سعی میكنند همۀ شرايط آزمايش بين دو گروه را يكسان كنند تا اگر اختلافی در نتيجۀ آزمايش دو گروه بود، مطمئن باشند اين اختلاف از تأثير همان دارو كه به يک گروه داده شده و به گروه ديگر داده نشده، حكايت میكند. بنابراين تأثير دارو با اطمينان بيشتری مشخص خواهد شد. گزينۀ ۱: مطلب درستی است ولی يک قاعدهٔ عقلی نيست بلكه يک دليل تجربی است. گزينۀ ۲: اين قاعده میگويد از علت معيّن، معلول معيّن بهوجود میآيد. ولی نمیگويد معلول معيّن هم همواره به يک علت معيّن نيازمند است. در حالی كه قسمت دوم هم برای اطمينان از نتيجۀ آزمايشها لازم است. زيرا ممكن است نتيجۀ متفاوت ظاهر شده در سلامت دو گروه موشها، بیعلت حاصل شده باشد. گزينۀ ۳: مطلب نادرستی است. خيلی بيماریها با داروهای متعدد درمان میشوند.