1
نخواست که غبار این تهمت بر دامن او نشیند. در آیینهٔ رای خویش نگاه کرد، روی صواب چنان دید که زمام حرکت به سوی مقصدی معیّن برتابد.
✓
✗
2
شیر را دو شگال زیرکطبع نیکومحضر و پسندیده منظر ندیم و انیس بود؛ یکی دادمه نام و دیگری داستان. هر دو به مزید غربت از دیگر خواصّ خدم مرتبهٔ مقدّم یافته و مشیر و محرم اسرار مملکت گشته.
✓
✗
3
پادشاه باید که داند که آفریدگار او را بر کل خلایق مسلّط گردانیده است و دست او بر رعایا مطلق کرده و امر او نافذ و حکم او حتم و فرمان او متاع است.
✓
✗
4
جماعت متحیّر آن حال شدند و با یکدیگر در قیل و قال افتادند. بعضی به زبان ملامت کردند و برخی تدبیر قرامت؛ پیر بر فرار اصرار کرد و خود را بیثبات و قرار.
✓
✗
موارد نادرست و املای درست آنهاگزینهٔ «۲»: غربت $\leftarrow $ قربتگزینهٔ «۳»: متاع $\leftarrow $ مُطاعگزینهٔ «۴»: قرامت $\leftarrow $ غرامت