بیت «نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی» با کدام بیت زیر قرابت معنایی ندارد؟ 
1 کس خبردار کنه (= عمق) ذات تو نیست / فکر کس واقف صفات تو نیست
2 معذورم ار نفس ز مدیحت فروکشم / ای برتر از خیال و قیاس و گمان من
3 کثرت خیال است و گمان، وحدت یقین جاودان / این بس عجب کان یار ما، دارد یقین دارد گمان
4 از خیال و عقل و فهم، او برتر است / اندرین ره بوعلی کور و کر است