بیت «نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی» با کدام بیت زیر قرابت معنایی ندارد؟
با توجه به مفاهیم مطرحشده در گزینههای «1، 2 و 4»، همگی به نوعی با بیت صورت سؤال، نزدیکی دارند، اما گزینۀ «3» میگوید: متفاوت و پرشمار انگاشتن اجزای عالم، حاصل خیال است و وحدت حاصل یقین و شگفت است که یار ما وحدت و کثرت را با هم دارد. تشریح گزینههای دیگر گزینۀ «1»: این بیت میگوید که مانند تو وجود ندارد. (که مطابقتی ضمنی با نتوان شبه تو گفتن دارد.)گزینۀ «2»: این بیت میگوید: تو برتر از تصورات ما هستی و من معذورم از وصف و مدح تو.گزینۀ «4»: او از تصورات ما برتر است و هیچ کس قادر به فهم او نیست.