1
میارا بزم بر ساحل که آنجا/ نوای زندگانی نرمخیز است به دریا غلط با موجش درآویز/ حیات جاودان اندر ستیز است
✓
✗
2
به ساحل گفت موج بیقراری/ به فرعون کنم خود را عیاری گهی بر خویش میپیچم چو ماری/ گهی رقصم به ذوق انتظاری
✓
✗
3
دوام ما ز سوز ناتمام است/ چو ماهی جز تپش بر ما حرام است مجو ساحل که در آغوش ساحل/ تپید یک دم و مرگ دوام است
✓
✗
4
نهنگی بچهٔ خود را چه خوش گفت/ به دین ما حرام آمد کرانه به موج آویز و از ساحل بپرهیز/ همه دریاست ما را آشیانه
✓
✗
مفهوم کلی ابیات گزینههای مرتبط: دعوت به تلاش و کوشش و پرهیز از آسودگی.