1
او ز ما فارغ و ما طالب او در همه حال / خود پسندیدن او بنگر و خود رایی ما
✓
✗
2
زخم کاری ز فراق تو به جان بود به جان / جان سپاری به وصال تو بجا بود بجا
✓
✗
3
میخورد مرغ دل از دوری خال و خط تو / غم بیدانگی و حسرت بیدامیها
✓
✗
4
گر فروغی نرود از سر کویت چه کند / که ملاقات رقیب تو عذاب است، عذاب
✓
✗
زیرا «واو» حرف پیوند است.گزینهٔ «2» به جان $\leftarrow $ تکرار / گزینهٔ «3» خال و خط $\leftarrow $ معطوف / گزینهٔ «4» عذاب $\leftarrow $ تکرار