چند واژه در گروه «الف» وجود دارد كه حداكثر يک مترادف در گروه «ب» دارد؟ الف) صلاح، جليل، سيلاب، سرایت، حومه، نظاره، سقوط، عَلَم، مژده، نهان ب) شيوع، خبر خوش، پيرامون، نگاه كردن، پنهان، پرچم، مصلحت، انتقال، مخفی، افتادن، بزرگوار، اطراف، بشارت
صلاح: مصلحت / جليل: بزرگوار / سيلاب: جريان سريع آب / سرايت: شيوع، انتقال / حومه: اطراف، پيرامون / نظاره: نگاه كردن / سقوط: افتادن / علَم: پرچم / مژده: بشارت، خبر خوش / نهان: پنهان، مخفی واژههای «صلاح، جليل، نظاره، سقوط و َعلَم» يک مترادف در گروه (ب) دارند و واژهی «سيلاب » هيچ مترادفی در گروه (ب) ندارد؛ واژههای «سرايت، حومه، مژده و نهان» بيش از يک مترادف در گروه (ب) دارند؛ يعنی شـش واژه بـا شرايط صورت سؤال وجود دارد.