کدام «دید»، شناسۀ تهی ندارد؟
1 که دانست کز تو مرا دید باید / به چندان وفا این همه بی‌وفایی
2 کسی که منع من از باده کرد جامم داد / کسی که منکر مستیم بود، مستم دید
3 ملک در سجدۀ آدم زمین بوس تو نیت کرد / که در حسن تو لطفی دید بیش از حدّ انسانی
4 نادان همه‌جا با همه کس آمیزد / چون غرقه به هرچه دید دست آویزد