1
که دانست کز تو مرا دید باید / به چندان وفا این همه بیوفایی ✓✗
2
کسی که منع من از باده کرد جامم داد / کسی که منکر مستیم بود، مستم دید ✓✗
3
ملک در سجدۀ آدم زمین بوس تو نیت کرد / که در حسن تو لطفی دید بیش از حدّ انسانی ✓✗
4
نادان همهجا با همه کس آمیزد / چون غرقه به هرچه دید دست آویزد ✓✗
عبارت «از تو مرا دید باید این همه بیوفایی «یعنی» از من، این همه بیوفایی تو را باید دیدن» پس «دید» در آن فعل سوم شخص ماضی (گذشته) ساده نیست که شناسۀ تهی داشت باشد.