1
دل میخورد غم من و من میخورم غمش / دیوانه غمگساری دیوانه میکند ✓✗
2
آتش است این بانگ نای و نیست باد / هر که این آتش ندارد نیست باد ✓✗
3
ز عشق آفاق را پردود دیدم / خرد را دیده خوابآلود دیدم ✓✗
4
اگر عشق اوفتد در سینهٔ سنگ / به معشوقی زند در گوهری چنگ ✓✗
در گزينههای ۱، 3 و ۴، تشخيص وجود دارد و هر تشخيصی استعارهٔ مكنيه (پنهان) است. گزينۀ ۲ استعارهٔ آشكار (مصرّحه) است: آتش در مصراع دوم استعارهٔ مصرحه از عشق