عبارات زیر، با کدام بيت قرابت مفهومی دارد؟ « گفت: به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم، دامنی پر کنم هدیه اصحاب را. چون برسیدم، بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.»
1 هرکجا سروقدی چهره چو یوسف بنمود  /  عاشقی سوخته خرمن چو زلیخا برخاست 
2 هرکسی بی‌خویشتن جولان عشقی می‌کند  /  تا به چوگان که در خواهد فتادن گوی دوست
3 صورت يوسف، نادیده صفت می‌کردم  /  چون بدیدیم زبان سخن از کار برفت
4 تو با این مردم کوته نظر در چاه کنعانی  /  به مصر آ، تا پدید آیند یوسف را خریداران