1
با غرور، باغ و صحرا را تماشا میکردم و در درختها و بوتهها مینگریستم.
✓
✗
2
آب، این روح مذاب امید، با گامهای استوار و امیدوار، شتابان میرفت.
✓
✗
3
در رگهای خشکیدهٔ مزرعه و کوچه باغهای مرده، جاری شود.
✓
✗
4
احساس میکردم هماکنون، چشمههای معرفت از درون من سر باز خواهند کرد.
✓
✗
رفتن آب: تشخیص / آب، این روح مذاب امید: تشبیه