1
تلميذ بیارادت عاشق بيزر است و روندهی بيمعرفت مرغ بیپر.
✓
✗
2
در شطّ حادثات برون آی از لباس / کاوّل برهنگی است که شرط شناوری است
✓
✗
3
چو آفتاب رخش را زمن کند پنهان / ز گریه دامن خود را پر از ستاره کنم
✓
✗
4
شب سياه بدان زلفكان تو ماند / سپيد روز به پاكی رخان تو ماند
✓
✗