1
چون از در رفتیم، گرمابهبان و هر که آنجا بودند، همه بر پای خواستند و بایستادند
✓
✗
2
رقعهای نوشتم و عذری خواستم و گفتم که بعد از این بهخدمت رسم
✓
✗
3
معلم، گوزن را رعنا رقم میزد؛ سگ را روان گرته میریخت
✓
✗
4
زندگی مرفهی نداشتند، پیرمرد شندرغازی از وزارت فرهنگ میگرفت
✓
✗