1
فرض یزدان را بگذارد هر کس که کند / خدمت خاصهٔ سلطان بهخلا و بهملا
✓
✗
2
ببوس خاک درش وان گه ار مجال بود / سلام من برسان و پیام من بگزار
✓
✗
3
باید احسانی چنان کردن که بعد از خرج راه / قرض خود بگزارم و بازم نباید کرد قرض
✓
✗
4
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی / گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
✓
✗
در بیت گزینهٔ «1» دقّت کنید «فرض را میگزارند»، یعنی «کار واجب را ادا میکنند.»