1
یكی را روضهٔ جنانی جزای دادن جانی است، یكی را نعمت خلدی بهای قطرهٔ خونی. قومی به مایهٔ بذل جان، دولت حسن مال گیرند، برخی به جبایت خراج دیوان، تنعّم نعیم رضوان یابند.
✓
✗
2
و نقود منثورات را سگه قبول ملوک و اكابر مینهادم تا به قدر وسع این دو كریمه را در حجر تشریح و تربیت چنان برآورم كه راغبان و خاطبان را به خطبتشان بواعث رغبت با دید آمد.
✓
✗
3
اینها همه از سرائر مملكت است. اینها تمام حرفهایی است كه همه جا نمیتوان گفت. من ریشم را كه توی آسیاب سفید نكردهام تو آسوده باش. هیچوقت از این حرفها نخواهم نوشت.
✓
✗
4
اگرچه دردسر میدهم اما چه میتوان كرد؛ نشخوار آدمیزاد حرف است. ما یک رفیق داریم اسمش دمدمی است. بیشتر از یكسال موی دماغ ما شده بود.
✓
✗
نثر قائممقام فراهانی «موزون، مسجّع و به دور از تکلّف و تصنّع» است. تشریح سایر گزینهها: 2) اين عبارت با استفادهٔ زياد از لغات عربی تا اندازهای دارای تکلّف و تصنع است و از کتاب «مرزباننامه» انتخاب شده است. 3 و 4) ساده و عاميانه هستند و از آثار دهخدا انتخاب شدهاند.