در کدام دو بیت، «استعارهٔ پنهان» وجود دارد؟ الف) نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است / فدای قدّ تو هر سرو بن که بر لب جوست ب) ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است  / حال هجران تو چه دانی که چه مشکل‌حالی است پ) ‍‍به بالا ز رستم همی رفت خون / بشد سست و لرزان کُهِ بیستون ت) خبرش ز رشک جان‌ها، نرسد به ماه و اختر / که چو ماه برآید، بگدازد آسمان‌ها ث) نماز در خم آن ابروان محرابی / کسی کند که به خون جگر طهارت کرد ج) چو خورشید بر تخت زرین نشست / شب تیره رخسار خود را ببست
1 الف - ب
2 الف - ت
3 ث - ج
4 پ - ت