از اينكه فارابی انسان را «مدنی بالطبع» میداند، كدام گزينه قابل استنتاج است؟
گزينۀ ۱: مدنی بالطبع بودن انسان به اين معناست كه اصلاً بدون اجتماع از پس رفع نيازهايش برنمیآيد. گزينۀ ۲: اگر انسانها در ابتدای تاريخ در پی تشكيل جامعه نبوده باشند، ادعای «مدنی بالطبع بودن» انسان را نقض میكند نه تأييد. گزينۀ ۳: فطرت انسان اجتماعی است نه فردی. گزينۀ ۴: سياسی بودن يعنی شكل دادن مدينه و تشكيل حكومت برای ادارهٔ آن، پس انسان بهطور طبيعی سياسی يا همان مدنی است.