1
ای دردمند هجر، مینداز دل ز درد / کاینک طبیب آمده، درمان رسیدنی ست
✓
✗
2
پروانهوار پیش روم بهر سوختن / کان شمع دیده در شب هجران رسیدنی است
✓
✗
3
در ره بساط لعل ز خون جگر کشم / کان نازنین چو سرو خرامان رسیدنیست
✓
✗
4
جانی که از فراق رها کرد خانه را / یاد آورید که آرزوی جان رسیدنی است
✓
✗
املای «مینداز» به همین شکل درست است.