كداميک از نظريههای زير با يک تحليل از ذات اشيا تبيين نمیشود؟
فارابی انسان را ذاتاً اجتماعی میداند. بنابراين تبيين او از مدينه به تحليل ذات اجتماعی انسان برمیگردد (رد گزينۀ ۲). ابنسينا عشق را اشتياق ذاتی و ذوق فطری میداند كه سبب بقای موجودات است. بنابراين يک تحليل ذاتگرايانه از عشق ارائه میدهد (رد گزينۀ ۳). ابنسينا علم حقيقی را علم به ذات و كنه اشياء میداند. علم حقيقی به هرچيز در پرتو ارتباط آن با مبدا وجود حاصل میشود. فرضيه، مشاهده، تجربه و استقرا تنها به ظواهر اشياء پی میبرند (رد گزينۀ ۴). اما نظريۀ حدوث متكلمان ذاتی نيست. زيرا با تحليل امور خارج از ذات، مثل «عدم مقدم بر وجود» يا «زمانی كه شیء نبوده است»، به تبيين معلول بودن آن پرداختهاند.