صار الجندیّ مجروحاً فی ساحة القتال و هو یهرب لیجلسَ فی زاویةٍ حتّی لا یراه العدوّ!
1 سرباز در میدان نبرد زخمی گشت و اوست که فرار می‌کند تا گوشه‌ای بنشیند، پس دشمن او را نخواهد دید!
2 آن سرباز در میدان جنگ زخمی می‌شود در حالی که می‌گریزد تا در یک گوشه بنشیند که دشمن او را نبیند!
3 سرباز در میدان نبرد مجروح گشت در حالی که می‌گریخت تا در گوشه‌ای بنشیند تا مگر دشمنش او را نبیند!
4 سرباز در میدان جنگ زخمی شد در حالی که فرار می‌کرد که گوشه‌ای بنشیند تا دشمن او را نبیند!