مفهوم عبارت «واصفان حلية جمالش به تحیر منسوب که مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِك» با کدام بیت تناسب دارد؟
1 مردی غریق گشتۀ بحر تحیرم  /  رندی غریب مانده به کوی قلندرم
2  تو در چاه تحیر مانده و ز بهر خلاص تو  /  خيال او رسن در دست بر بالای چاه اینک
3 ز ماه خانگی آن را که دیده روشن نیست  /  جلای دیده ز گلگشت ماهتاب خوش است
4  وصل خورشید به شب پره‌ی اعمی [نابینا] نرسد  /  که در آن آیینه صاحب نظران حیرانند