1
از بس که فشاندیم در از چشم گهرریز / شد صحن گلستان صدف لؤلؤ خوشاب
✓
✗
2
کجا شد آن همه میثاق و سوگند / کجا رفت آن همه پیمان و پیوند
✓
✗
3
هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب / سر به بالین ابد بازنهد مست و خراب
✓
✗
4
جز شمع جگرسوز که شد همدم خواجو / کس نیست که او را خبری باشد از این باب
✓
✗
واژة «شد» در بيت گزينة «2» به معناي «رفت» آمده است و در ديگـر ابيـات فعل اسنادي است.