1
یوسف گل تا عزیز مصر شد یعقوبوار / چشم روشن میشود نرگس به بوی پیرهن (تشبیه ـ تلمیح ـ کنایه ـ تشخیص)
✓
✗
2
دلم چون شد اسیر درد بیدرمان بیدردی / به درد خود دوای درد بیدرمان ما میکن (تشخیص ـ تضاد ـ مراعاتنظیر ـ تکرار)
✓
✗
3
هوای ساحل از سر چون حباب پوچ بیرون کن / که چندین کشتی نوح است سرگردان در این دریا (کنایه ـ تشبیه ـ مجاز ـ حسآمیزی)
✓
✗
4
ز شوق توست گردان مهر و هم ماه / سیر انداخته بر خاک این راه (جناس ـ استعاره ـ کنایه ـ واجآرایی)
✓
✗
استعاره: دریا استعاره از حقیقت دستنیافتنی / ایهام: هوا $ \leftarrow $ امید و گاز تنفسی / تلمیح: اشاره به داستان کشتی نوح (ع) / تشبیه: تو چون حباب / مراعاتنظیر: ساحل، حباب، کشتی، دریا / مجاز: دریا