1
سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند / همدم گل نمیشود یاد سمن نمیکند (افتادگی و تواضع یار)
✓
✗
2
ماه روشنیاش را در سراسر آسمان میپراکند و لکّههای سیاهش را برای خود نگه میدارد. (عزّت و سربلندی)
✓
✗
3
شد چنان از تف دل کام سخنور تشنه / که ردیف سخنش آمده یک سر تشنه (عطش بهخاطر گرما)
✓
✗
4
پیرگفتا که چه عزّت زین به / که نیام بر در تو بالین نه (حس خوب بینیازی از مردم)
✓
✗