لمّا رأَتْ حنفیّةَ الماء مفتوحةً حاوَلت أن تُغلقها لکنّها لم تَستطِع!:
1 هنگامی که شیر آب را باز دید، تلاش کرد که آن را ببندد اما او نتوانست!
2 وقتی که شیر آب را باز دید، سعی کرد که آن بسته شود اما او نتوانست!
3 در این هنگام شیر آب را باز دید، پس کوشید که آن را ببندد اما نمی‌توانست!
4 او کوشید شیر آب را که باز مانده بود، ببندد اما نتوانست!