1
لالهای بیداغ از دل برنیاید سنگ را / کوهکن تا خون خود در دامن کهسار ریخت (تلمیح - حسن تعلیل)
✓
✗
2
تو مپندار که دور از تو اگر خاک شوم / آتش عشق من از باد هوا بنشیند (ایهام - تشبیه)
✓
✗
3
نیست با گفتار لب، کیفیت گفتار چشم / خوشتر است لعل گویا، چشم گویایی مرا (استعاره - ایهام)
✓
✗
4
مگس را شوق شکر میشود از زهر چشم افزون / ز راندن خیرهتر گردد گدا چون بیحیا افتد (تشخیص - اسلوب معادله)
✓
✗
استعاره: «لعل» استعاره از «لب» / ایهام ندارد.